امروز هوا آفتابی که نه
کمی آفتابی
ابرها با رقص خودشون
گاهی جلوی خورشید ، و گاهی پشت آن میرقصند
آفتاب هم با ناز و کرشمه
خودش رو پهن میکنه روی دنیا
و گاهی هم روی خودش رو ،
مثل دختر همسایه که صورتش رو زیر چادر گلدارش پنهان میکنه
رویش را از مردم شهرم قایم میکنه
بتاب آفتاب ، بتاب بر شهر غم گرفته من
مردمانم به گرمای تو به نور تو برای ادامه دادن به این زندگی سرد احتیاج دارند
بتاب ای روشنی بخش
ای آفتاب و خورشید من
بتاب.....
برچسب:
نویسنده: نگین جعفری