دلم حرف تازه میخواهد
در این شهر پر آشوب
در این روزگار دلتنکی
ولی افسوس حروف و الفبایی که میدانم
برای نوشتن از روزگار نافرجام مان
کفاف نمیدهد
فقط می توان,م با کلمات, و حرفها بازی کنم
چون هیچ کدامشان
اوج نابسامانی و دلتنگی مردم مرا نشان نخواهد داد
آه از این آرزوهای بی سرانجام
دلم حرفهای تازه میخواهد
از جنس ناب ناب ناب
از آنهایی که در هیچ آیینی نباشد
تازه تازه
پر از عشق و امید
نه از آن وعده های تو خالی رسم و آیین پوشالی
دلم چقدر حرف برای نوشتن و گفتن, دارد
ولی افسوس که حروف و الفبایی که میدانم
کفاف نمیدهد
برچسب:
نویسنده: نگین جعفری