آفتاب زیبایی تابیده
به اتاقم
ومن زیر تابش نیمه گرم آن
رفته ام تا خاطرات نو جوانی
تا آنجا که
خودم را میان کوچه
در راه مدرسه
زیر درخت بید
چشم براه مانده ام
کاش هرگز عشقت را تجربه نمیکردم
همیشه چشم براه میماندم
آخ از نور پاشیده
در اتاقم
جانی دوباره گرفتم
جانی که شاید بعد ازاین
عشقی تازه در خود
بپرورانم
شاید..........
برچسب:
نویسنده: نگین جعفری